بارهء خدا با آنكه عقابش سخت است مجادله ميكنند اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
محن :
آزمايش كردن * ( أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ الله قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى ) * حجرات : 3 . گفتهاند مراد از امتحان در آيه عادت دادن است يعنى آنان كسانىاند كه خدا قلوبشان را بتقوى عادت داده است * ( إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ) * ممتحنه : 10 .
آزمايش كنيد و به بينيد كه واقعا مؤمنهاند يا نه ؟ اين كلمه دو بار بيشتر در قرآن نيامده است .
محو :
رفتن اثر شىء و بردن اثرش ، لازم و متعدى هر دو آمده است ولى در قرآن فقط متعدّى به كار رفته است در مفردات گفته : « المحو : ازالة الاثر » در قاموس آمده : « محاه محيا :
اذهب اثره » .
* ( وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ . . . ) * اسراء : 12 . ظاهرا مراد از آية الليل قمر و از آية النّهار خورشيد است و مراد از محو قمر خاموش شدن آن است و اين مىرساند كه قمر در گذشته نورانى و مثل آفتاب منبع نور بوده خداوند بعلَّت روشن شدن حساب و براى وجود آمدن شب و روز آن را خاموش و اثرش را محو كرده است .
يعنى : شب و روز را دو علامت از تدبير و قدرت خويش قرار داديم پس اثر نشانهء شب ( نور ماه ) را محو كرده و از بين برديم و نشانهء روز را كه خورشيد است روشن و نورانى كرديم تا از فضل پروردگار خويش روزى بطلبيد و شمارش سالها و نيز حساب را بدانيد .
در تفسير برهان ضمن حديثى از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نقل شده كه فرموده :
« چون خداوند خورشيد و ماه را آفريد هر دو خدا را اطاعت كردند ، خدا امر كرد جبرئيل ماه را محو كرد اثر محو همان خطوط سياه در سطح قمر است و اگر قمر مانند خورشيد