تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
در دست نيست و آن در مجمع و غيره بلفظ « قيل - روى » نقل شده است . در الميزان از الدرّ المنثور از اسماء و در برهان دو حديث از اسماء بنت عميس و ابن عباس نقل شده كه اسماء گويد : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را ديدم در كنار ثبير ميفرمود : روشن باد ثبير روشن باد ثبير ( ثبير كوهى است در كنار مكَّه و آبى است در ديار مزينه ظاهرا اوّلى مراد است ) بعد گفت : اللَّهمّ انّى اسئلك بما سئلك اخى موسى ان تشرح لى صدرى و ان تيسّر لى امرى و ان تحلّ عقدة من لسانى يفقهوا قولى و اجعل لى وزيرا من اهلى عليّا اخى اشدد به ازرى و اشركه فى امرى كى نسبّحك كثيرا و نذكرك كثيرا انكّ كنت بنا بصيرا » در اين دعا مىبينيم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حلّ عقدهء زبانش را از خدا ميخواهد با آنكه گرهى در زبان نداشت پس منظور روانى نطق است . چنان كه * ( وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلا يَنْطَلِقُ لِسانِي ) * شعراء : 13 . آن را روشنتر مىكند . * ( وَوَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَجَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا ) * مريم : 50 . * ( وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ ) * شعراء : 84 . مراد از لسان صدق در اين دو آيه چيست ؟ لسان چنان كه طبرسى فرموده ياد كردن است اعمّ از مدح يا ذمّ « جائنى لسان فلان » يعنى مدح يا ذمّ او به من رسيد و نيز گويد : عرب بطور استعاره لسان را بمعنى قول به كار برند ، على هذا لسان صدق در آيه بمعنى ياد نيك و ثناء جميل است در اقرب گويد لسان صدق بمعنى ذكر حسن است طبرسى آن را ثناء جميل گفته است . نگارنده گويد : احتمال دارد بقاء شريعت مراد باشد كه توأم با ثناء جميل و نام نيك است . چنان كه در بارهء ابراهيم عليه السّلام آمده * ( وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه ) * زخرف : 28 . خدا توحيد و برائت از بتان را كلمهء باقى كرد در نسل ابراهيم عليه السّلام .
لُطف : بضمّ اوّل بمعنى رفق