تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
محمد . عقبه در جنگ بدر اسير شد . او را كشتند ، قاتل او عاصم بن ثابت انصارى بود هنگامى كه خواستند او را بكشند گفت : اى محمد كودكان من كجا خواهند رفت ؟ فرمود : بدوزخ . او در صفرا ، ( محل ) يا عرق ظبيه كشته و بدار آويخته شد . او نخستين كسى بود كه در عالم اسلام بدار آويخته شده . يكى ديگر از آنها اسود بن مطلب بن اسد بن عبد العزى بن قصى بود كه استهزاء ميكرد . كنيه او ابو زمعه بود . آنها چون پيغمبر و ياران را مىديدند با طعنه و تمسخر ميگفتند : پادشاهان روى زمين و كسانى كه گنجهاى كسرى و قيصر را تملك ميكنند . ( سوت ) صوت ميكشيدند و دست ميزدند . پيغمبر بر او نفرين كرد كه هم كور شود و هم مرگ فرزند را بكشد . او در سايه يك درخت آرميد ، جبرئيل با برگ و خار آن درخت بر ديده و روى او نواخت تا كور شد گفته شده به او اشاره كرد ( جبرئيل ) و او كور شد ! بكورى دچار شد و از آزار پيغمبر باز ماند . فرزند او هم در جنگ بدر در حال كفر كشته شد . قاتل او ابو دجانه بود . نواده او هم بدست على و حمزه كه هر دو مشاركت كرده بودند كشته شد كه نام او عتيب بود . نواده ديگرش بنام حارث بن زمعه بن اسود بدست على كشته شد . گفته شد ، ( فرزند او ) حارث بن اسود بود ( نه نواده او ) ولى صحيح همان بود كه ذكر شد ، او قائل اين بيت شعر است : ( مقصود اسود ) آيا اگر شترى گم شود او مىگريد و بىخوابى مىكشد ؟ ( بقيه آن در حاشيه نقل شده و مقصود چگونه بر شتر ميگريد و بر كشتگان بدر نمىگريد ) او هنگامى در گذشت كه مردم براى جنگ احد آماده مىشدند و او كفار را تشجيع و تهييج مىنمود . مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف كه كنيه او ابو ريان است يكى از آنها بود . او پيغمبر را آزار مىداد و ناسزا مىگفت و تكذيب ميكرد ، در جنگ بدر اسير شد و او را كشتند . حمزه او را كشت .