تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١

بيان آزار مسلمين ناتوان

مسلمين ناتوان يا ضعفاء مسلمين كسانى بودند كه فاقد قبيله و پشتيبان و نيروى دفاع بودند . آنهايى كه داراى عشيره و خويش كه حامى و مدافع آنان بودند مشركين قادر بر آزار آنها نبودند چون ديدند ياراى آزار نيرومندان را ندارند بضعفاء پرداختند هر قبيله بر هر ناتوان مسلمانى شوريد . آنها را شكنجه و آزار ميدادند يا بزندان مىانداختند يا نان و آب را بر آنها مىبستند يا در آفتاب نگهداشته عذاب ميدادند يا به آتش داغ مىكردند . بعضى از آنها از شدت رنج تظاهر به ترك اسلام مىكردند و برخى سخت پايدارى كرده براى دين خود تعصب مىنمودند و خداوند هم آنها را از ترك دين معصوم و مصون مىداشت يكى از آنها بلال بن رباح حبشى غلام ( مولى ) ابو بكر بود پدر او از اسراء حبشه بود . مادر او هم حمامه نام داشت برده و اسير بود . او ( با اينكه برده بود از اشراف و طبقه ممتازه قوم خود بود ) كنيه او ابو عبد إله بود . امية بن خلف جمحى او را تملك نمود مالك او هنگام ظهر و شدت گرما او را بر ريك داغ پشت و رو مىانداخت و سنگ بسيار درشت و عظيم بر سينهء او مىافكند و مىگفت : تو بدين عذاب بايد دچار شوى تا بميرى يا منكر محمد شوى و بصنم لات و عزى بگروى ورقه بن نوفل بر او ميگذشت و مىشنيد كه او هنگام تحمل رنج و عذاب مىگفت : احد احد ( يگانه ) . ورقه هم به او