تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و حجر اسود را ربود و گريخت . بعد او توبه كرد و چنين گفت : ( شعر سست و مجعول و نزد ادباء غير مقبول است . م ) خداوندا ! جرهم بندگان تو هستند ، مردم بنده جديد تو و آنها بنده قديم تو بوده و هستند ، آنها در قديم خانه و بلاد ترا آباد كردند ! توبه او قبول نشد . ناگزير دو مجسمه آهوى زرين را در چاه زمزم دفن و پنهان و چاه را هم پر كرد . او با بقيه جرهم سرزمين جهينه را قصد نمود . در همان حين سيل عظيم روان شد و تمام آنها را برد . عمرو بن حارث گفت : انگار در حجون و صفا و ما بين آنها يار و همدمى نبود و انگار در مكه سامر ( محدث شبانه - داستان سرا - سخنگو ) نبود . آرى ما اهل آنجا بوديم كه گردش روزگار و بختهاى لغزنده ما را نابود كرد . ( اين شعر متداول و معروف است ) بعد از جرهم توليت خانه خدا بعمرو بن ربيعه رسيد . گفته شده عمرو بن حارث غسانى متولى بوده و بعد از خزاعه ولى در قبايل مضر سه امتياز بود يكى اجازه حج از عرفه اين وظيفه بغوث بن مر بن اد كه صوفه باشد اختصاص داشت دوم مراجعت از منى كه ببنى زيد بن عوان انحصار داشت و آخرين كسى كه اين وظيفه را داشت ابو سياره عميله بن الاعزل بن خالد بود . سيمى نسىء در ماه‌هاى حرام ( نسىء عبارت از تاخير و كم و كاست مىباشد ) اين وظيفه بمقلس كه حذيفه بن فقيم بن كنانه باشد منحصر بود و بعد بفرزندان او رسيد كه ابو ثمامه جناده بن عوف بن قلع بن حذيفه آخر آنها بود . چون اسلام ظهور كرد ماه‌هاى حرام بدون تصرف به حال خود برگشت . خداوند نسى را باطل نمود پس از خزاعه توليت حرم بقريش منتقل شد قبل از اين شرح آن گذشت در شرح حال قصى بن كلاب . بعد از عبد المطلب چاه زمزم را حفر ( تجديد حفر ) دو مجسمه آهوى زرين را چنان كه گذشت از چاه بيرون آورد دو مجسمه بسرقت رفت و بعد نزد « دويك » غلام بنى مليح بن خزاعه پيدا شد كه قريش دست او را ( بجرم سرقت ) بريدند كسانى كه در سرقت آنها متهم شده عامر بن حارث بن نوفل و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 41 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت