تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
قريش آن پيمان را « حلف الفضول » سوگند فضول ناميدند . پيغمبر نيز شاهد و ناظر بوده كه در آن اتحاد شركت جسته بعد از نبوت فرمود : من با اعمام خود در خانهء عبد اللّه بن جدعان شاهد سوگند و اتحادى بودم كه براى من سودمندتر از تملك - گله‌هاى سرخ بود ( اين رويه و اتحاد دليل هشيارى و تمدن آن قوم و توجه بزندگانى شريف اجتماعى بود و گواهى پيغمبر هم بهترين شاهد استعداد آن قوم براى عدالت و نظم و تمدن است كه اسلام آن را محقق و مسلم نمود . م ) و نيز پيغمبر فرمود اگر در عالم اسلام براى چنين پيمانى دعوت شوم در آن شركت خواهم كرد و آن را خواهم پذيرفت . محمد بن ابراهيم بن حارث تميمى چنين روايت مىكند : ميان حسين بن على ( سيد الشهداء ) و وليد بن عتبة بن ابى سفيان اختلافى در يك مال مشترك پيدا شد . وليد در آن هنگام امير مدينه از طرف عم خود معاويه بود . وليد بسبب قدرت خود زور گفته بود . حسين ( ع ) فرمود به خدا سوگند اگر انصاف ندهى من شمشير خود را آخته در مسجد پيغمبر ايستاده مردم را بعهد و پيمان فضول دعوت خواهم كرد ، عبد اللّه بن زبير كه در آنجا حضور داشت گفت : من نيز به خدا سوگند اگر انصاف ندهى و حق خود را ادا نكنى چنين خواهم كرد تا هر دو با هم بميريم مسور بن مخرمه زهرى شنيد و او هم مانند آن دو آماده جانبازى براى دفع ستم گرديد . عبد الرحمن بن عبد اللّه تيمى نيز چنين گفت و به آنها پيوست چون وليد وضع را بدان حال ديد انصاف داد تا حسين از او خشنود گرديد .