تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
بانوى زنان بهشت هستى ( سيدة نساء اهل الجنه ) و من خنديدم وفات آن حضرت روز دوشنبه دوازدهم ماه ربيع الاول وقت ظهر ( نصف النهار ) بود گفته شده دو روز مانده از ربيع الاول نيم روز دوشنبه وفات يافت . هنگامى كه پيغمبر وفات يافت ابو بكر در خانهء خود در سنح بود ولى عمر حاضر بود كه برخاست و گفت : چند مردى از منافقين ادعا مىكنند كه پيغمبر وفات يافته به خدا سوگند او نمرده بلكه نزد خداى خود رفته چنان كه موسى بن عمران پيش خدا رفته بود . به خدا رسول اللّه بر مىگردد و دست و پاى مردانى را خواهد بريد كه ادعا مىكنند او مرده است . ابو بكر هنگامى رسيد كه عمر با مردم گفتگو مىكرد او توجه نكرد و يكسره وارد شد . ديد پيغمبر وفات يافته و در گوشه خانه بر او ( حضرت او ) يك رداء ( روپوش ) كشيده شده . گوشه روپوش را برداشت و روى ( مبارك حضرت ) را بوسيد و گفت : پدر و مادرم فداى تو . تو خوش و پاك و نيك هستى چه در حال حيات و چه در وقت ممات . مرگى كه خداوند براى تو مقدر كرده پذيرفتى . سپس روپوش را بر روى آن حضرت برگردانيد و خارج شد كه ديد و شنيد عمر با مردم گفتگو مىكند به او گفت : خاموش باش . او قبول نكرد و بسخن خويش ادامه داد . چون ابو بكر ديد كه او ساكت نمىشود خود بمردم توجه نموده سخن آغاز نمود . چون مردم ديدند كه ابو بكر سخن مىگويد از عمر برگشته به او توجه نمودند . او اول خداوند را سپاس و ثنا گفت سپس چنين آغاز نمود : ايها الناس ( اى مردم ) هر كه محمد را مىپرستيد بداند كه محمد مرد . و هر كه خدا را مىپرستيد بداند كه خداوند هميشه زنده است و هرگز نخواهد مرد . سپس اين آيه را خواند
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ »
محمد كسى نبود جز پيغمبرى كه پيش از او پيمبران ديگر بوده و رفتند ( جا تهى كردند ) اگر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 403 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت