كرد . مهاجرين از قوم او به او ايمان آوردند همچنين خويشان و ذوى الارحام . بهترين مردم است از حيث نسب . خوشروترين مردم است از حيث صورت . نكوكارترين مردم است از حيث كردار . نخستين مردمى كه دعوت او را ( بعد از مهاجرين ) اجابت كردند ما گروه ياران ( انصار ) بوديم . ما ياران خداوند و وزراء ( پشتيبان ) پيغمبر هستيم .
با مردم پيشاپيش او جنگ ميكنيم تا آنها اسلام را قبول كنند و مؤمن شوند . هر كه به خداوند و پيغمبر خدا ايمان آورد مال و خون او مصون خواهد بود هر كه كفر كند با او جهاد و ستيز مىكنيم تا آخر كار . قتل او ( كافر ) براى ما آسان است و السلام .
پس از آن گفتند : اى پيغمبر خدا اجازه بده شاعر ما بگويد . اجازه داد .
زبرقان بن بدر برخاست و گفت ( شعر )
نحن الكرام فلاحى يعادلنا * منا الملوك و فينا تنصب البيع
و لم قسرنا من الاحياء كلهم * عند التهاب و فضل العرب يتبع
و نحن يطعم عند القحط مطعمنا * من الشواء اذا لم يؤنس القزع
بما ترى الناس تاتينا سراتهم * من كل ارض هو ياثم تصطنع
فنحر الكوم عبطا فى أزمتنا * للنازلين اذا ما انزلوا شبعوا
فلا ترانا الى حى نفاخرهم * الا استفادوا و كان الراس يقتطع
انا ابينا و لم ياب لنا احد * انا كذلك عند الفخر نرتفع
فمن يفاخرنا فى ذاك يعرفنا * فيرجع القول و الاخبار تستمع .
يعنى : ( ترجمه مضمون ) : ما مردم كريم هستيم هيچ قومى ( اهل محلى ) هم - ترازوى ما نمىباشند . پادشاهان ( ملوك الطوائف ) از ما هستند . ميان ما معابد بر پا و آباد مىشود . بسى اقوام را مطيع ( مجبور ) كرديم هنگامى كه غارت مىنموديم و برترى عرب نمايان و آنانى كه برترند مطاع مىشوند . ما مردمى هستيم هنگام قحط و تنگدستى طعام مىدهيم طعام دهندگان ( منعمين ) ما . از بريان ( كباب ) اگر