قريش هم بطاح ناميده مىشوند ( نسبت ابطحى ) قريش ظواهر غزو و غارت مىكردند ولى قريش مقيم حرم چنين نمىكردند بدين سبب آنها را قريش ضب ( سوسمار ) خواندند زيرا سوسمار لانه و غار خود را ترك نمىكند . چون قصى قريش را گرد خود در مكه و پيرامون آن جمع نمود آنها او را برياست برگزيدند بنابر اين او نخستين فرزندى از اولاد كعب بود كه بملك و رياست ( مانند ملوك الطوائف ) رسيد سقايت و رفادت و ندوه و لواء هم به او واگذار شد ( اصطلاحات آبيارى و مهماندارى و انجمن داراى و پرچم داراى - م ) او تمام شرف قريش را ربود . او مكه را به چندين محل و ربع تقسيم نمود . قريش هم از او اجازه قطع اشجار را خواستند و او اجازه نداد ، آنها هم خانههاى خود را ميان درختان ساختند ولى پس از مرگ او درختها را از ريشه كندند - قريش به او تبرك و تيمن مىنمودند كه زفاف و دامادى را در خانه او انجام مىدادند . در هيچ كارى مشورت نمىكردند مگر در خانه او هيچ پرچمى براى جنگ افراشته نمىشد مگر در خانه او و بدست يكى از فرزندان او - هيچ زنى كه بالغ شود جامه نو نمىپوشيد مگر در منزل او فرمان او ميان قوم او مانند فريضة دين مطاع و واجب الاتباع بود حتى پس از مرگ او همچنين بود .
قريش هم محلى براى انجمن ساختند كه در آن به مسجد باز مىشد ( كعبه ) در همان انجمن هم قريش كارهاى خود را انجام مىداد . چون قصى پير و ناتوان گرديد به فرزند خود عبد الدار كه بزرگترين اولاد او و ضعيف و كم مايه بود گفت : ترا مانند برادران خود از حيث مرتبه و مقام خواهم رسانيد . زيرا برادران او در زمان پدر بمقام سيادت و قيادت رسيده بودند خصوصا عبد مناف كه مقدم بر آنها بود پس او به فرزند ناتوان خود ( عبد الدار ) انجمن و توليت كعبه و پرچم دارى را واگذار كرد او پرچمهاى قريش را مىافراشت همچنين سقايت ( آبيارى و آب دادن بحجاج ) و رفادت مهماندارى ( مقدارى از دارائى قريش همه ساله خرج حجاج مىشد كه آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١