تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
يارى خواست برادرش هم با ( قبيله ) قضاعه در موسم حج حاضر شد چون از اداء فرايض يا مراسم عرفات و حج فراغت يافتند آماده جنگ شدند و در آن هنگام براى پايان حج و فراغت مردم از فريضه تأمل و تعلل كرده بودند تا وقت نبرد فرا رسيد . در منى اقامت كردند در حالى كه قصى بر جنگ تصميم گرفته بود چون در منى جمع شدند وقت سفر و برگشتن فرا رسيد . صوفه ( طايفه ) مردم را تجهيز و آماده اداء فرايض مىكرد و همان طايفه هم اجازه سفر و مراجعت مىداد . روز سنگ اندازى ( جمار - انداختن سنگ - رجم شيطان - م ) فرا رسيد مردى از صوفه ( طايفه ) بآموختن سنگ اندازى مبادرت مىكرد و مردم به او اقتدا و تاسى مىنمودند . پس از آن صوفه ( طايفه ) مردم را از سير و سفر باز مىداشتند - حجاج هم بر اين قاعده فريضه را ادا مىكردند و اين حق را براى صوفه ( طايفه ) قائل شدند . صوفه ( طايفه ) هر سال چنين مىكرد و اين رسم براى حجاج فريضه و دين شده بود . قصى با قوم خود ( قضاعه ) طايفه صوفه را از اين حق منع كرده به خود اختصاص دادند . او گفت : ما در اين كار كه نظم و اراده حجاج باشد احق و اولى هستيم . يك نبرد شديد ميان قصى و طايفه صوفه رخ داد و پيروزى نصيب قصى گرديد . آنگاه خزاعه و بنو بكر دانستند كه قصى حق آنها را هم سلب خواهد كرد ناگزير كنار رفته آماده جنگ شدند چون آماده جنگ شدند قصى بر آنها حمله كرد يك نبرد شديد بين طرفين واقع شد عده مقتولين بسيار بود . خزاعه را از خانه ( خدا ) دور كرد . آنگاه قصى قوم خود را از كوه و دشت و هامون جمع كرد بدين سبب مجمع ( جمع كننده - م ) ناميده شد . بنى بغيض بن عامر بن لوى و بنى تيم ادرم بن غالب بن فهر و بنى محارب بن فهر و بنى حارث بن فهر همه جز بنى هلال بن اهيب كه طايفه ابو عبيده بن جراح ( قاقد مشهور اسلام ) و جز طايفه عياض بن غنم در ظاهر ( خارج ) مكه اقامت نمودند بدين ترتيب آنها را ظواهر خواندند . بقيهء