تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

غزوهء ذات الرقاع

پيغمبر بعد از واقعه بنى نضير مدت دو ماه ربيع ( اول و دوم ) در مدينه اقامت فرمود و پس از آن به قصد بنى محارب و بنى ثعلبه در نجد غزو « غزا » فرمود ( غزوه حمله ناگهانى و جنگ بىمقدمه نسبت بكفار است كه به فارسى از عربى بنام « غزا » اقتباس و مصطلح شده غزو مصدر و غزا فعل ماضى و غزوه واحد است ) . نخست در نخلستانى منزل گرفت و بعد سوى رقاع روانه شد كه نام كوه است و آن واقعه بنام همان كوه ذات الرقاع معروف شده . آن كوه داراى سه رنگ سياه و سفيد و سرخ است ( رقعه - رقاع ) در مدينه عثمان بن عفان را بفرماندارى منصوب فرمود . با مشركين روبرو شد ولى جنگى رخ نداد زيرا طرفين از يك ديگر بيمناك و بر حذر شده بودند . در آنجا نماز خوف نازل شد . راويان در وقت و چگونگى نماز خوف مختلف هستند كه در كتب فقه مفصل و مشروح است . مردى از محارب « طايفه دشمن » نزد پيغمبر رفته شمشير او « حضرت او » را خواست . پيغمبر هم آن را به او داد . آن را آخت و جنباند و گفت : اى محمد تو از من نمىترسى ؟ فرمود نه . گفت با اينكه اين شمشير برهنه را در دست دارم . فرمود نه . گفت : چه و كه مىتواند مانع من از ( كشتن ) تو شود ؟ آنگاه شمشير را برگردانيد . مسلمين زنى را از آنها ( دشمن ) ربودند چون شوهر او به خانه رسيد و همسر خود را نديد و دانست كه گرفتار شده سوگند ياد كرد كه خون مسلمين را بريزد ، آنگاه بدنبال پيغمبر رفت ، پيغمبر در يك محل لشكر زد و فرمود كيست كه امشب ما را