تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

بيان غزو ( غزا ) بنى قينقاع

چون پيغمبر از جنگ بدر برگشت . يهود بر او رشك بردند كه خداوند فتح و فيروزى را نصيب او كرده و پيمان خود را شكستند زيرا هنگامى كه بمدينه مهاجرت فرمود با آنها عهد مسالمت آميز منعقد نمود و چون چنين ديد ( رشك و ستيز و پيمان شكنى ) آنها را در محل بازار ( ميدان داد و ستد ) موسوم ببازار بنى قينقاع جمع نموده فرمود . زينهار از آنچه بر سر قريش آمده ( كه بر سر شما نيايد ) اسلام را قبول كنيد زيرا شما خوب مىدانيد كه من پيغمبر هستم . آنها گفتند : اى محمد تو بدين مغرور مباش كه با قومى جنگ نشناخته و فن نبرد ندانسته روبرو شدى و فرصتى كه براى سركوبى آنها بدست آوردى . آنها نخستين گروهى از يهود بودند كه پيمان ميان خود و او ( حضرت او ) را شكستند ، در همان هنگامى كه سرگرم مشاجره و گفتگو بودند زنى مسلمان وارد بازار آنان شده دم دكان زرگر نشسته بود كه زيور خود را دريافت كند ، مردى از آنها ( يهود ) آمد و چادر ( روپوش - عبا ) او را از دامن بكتف دوخت ( با خار يا سوزنى بند كرد ) چون برخاست عباى او كه از پائين به بالا دوخته شده برچيده و عورت وى نمايان شد . يهود از آن منظره خنديدند . مردى از مسلمين برخاست و فاعل آن كار زشت را كشت . آنها عهد را شكستند و آن ( عهد نامه ) را بپيغمبر پس دادند آنگاه در قلاع و حصارهاى خود تحصن و سنگر نمودند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت