مكاناند و قرارگاه زمين و محل وديعهء اصلاب و ارحام است يعنى :
خدا شما را از نفس واحدى آفريده بعضى از شما در قرارگاه و در زمين هستيد و متولد شدهايد و بعضى در وديعه گاه ارحام و اصلاباند كه بعدا به دنيا خواهند آمد در نهج البلاغه است كه در خطبهء 88 فرموده : « و احصى . . .
مستقرّهم و مستودعهم من الارحام و الاصلاب » يعنى : خدا قرارگاهها و وديعه گاههاى آنها را از ارحام و اصلاب شمرده است ظاهرا ارحام راجع بمستقرّ است چنان كه آمده * ( ثُمَّ جَعَلْناه نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ) * مؤمنون :
13 . و اصلاب راجع بمستودع مىباشد .
در آيهء دوم * ( « مُسْتَقَرَّها » ) * را محل استقرار گفته مثل آب براى ماهى ، غلاف براى صدف ، وطن و لانه براى انسان و غيره و مستودع را محلى دانسته كه در آن واقع شده ولى ترك خواهد كرد مثل پرنده در هوا ، مسافر در سفر ، جنين در رحم و جوجه در تخم . يعنى : روزى همه در قرارگاه و وديعه گاه بعهدهء خداست .
قريش :
نام قبيلهء بزرگى از عرب كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از تيرهء بنى هاشم از همان قبيله است در اقرب الموارد گويد : اگر از « قريش » حىّ و تيره اراده شود منصرف باشد و اگر قبيله مراد باشد به جهت تأنيث و علميّت غير منصرف است .
* ( لإِيلافِ قُرَيْشٍ . إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ . . . ) * قريش : 1 و 2 . و براى الفت دادن و محترم كردن قريش كه الفت دادن آنها در مسافرت زمستان و تابستان باشد . اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن نيامده است .
قرض :
نوعى است از بريدن ، قطع مكان و گذشتن از آن را قطع مكان و قرض مكان گويند ( راغب ) . * ( وَإِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْه ) * كهف : 17 . چون آفتاب غروب ميكرد از آنها به طرف شمال متمايل ميشد و آنها در كهف در وسعت بودند . طبرسى فرموده : اصل آن بريدن با دندان است و وام را قرض