بايد رو بكعبه كند صدوق رحمه اللَّه در فقيه از امام صادق عليه السّلام نقل كرده :
خداى تعالى كعبه را براى اهل مسجد ، مسجد را براى اهل حرم ، حرم را براى اهل دنيا قبله قرار داده است « انّ اللَّه تبارك و تعالى جعل الكعبة قبلة لاهل المسجد و جعل المسجد قبلة لاهل الحرم و جعل الحرم قبلة لاهل الدّنيا » . اين روايت در كتب ديگر نيز نقل شده است .
قتر :
( بر وزن فلس ) كم كردن .
تنگ گرفتن . « قتر على عياله : ضيّق عليهم فى النّفقة » راغب گفته : آن تقليل نفقه است در مقابل اسراف و هر دو مذموماند . * ( وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ) * فرقان : 67 . آنان كه چون انفاق كنند نه از حدّ تجاوز كنند و نه از حدّ كم كنند و عملشان ميان آن دو متعادل باشد .
قتور : كم كننده و بسيار بخيل * ( إِذاً لأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنْفاقِ وَكانَ الإِنْسانُ قَتُوراً ) * اسراء : 100 . آنوقت براى خوف از فقر از خروج كردن امساك ميكرديد انسان بخيل است گويا آن اشاره است بطبيعت بشرى كه فرموده :
* ( وَأُحْضِرَتِ الأَنْفُسُ الشُّحَّ ) * نساء :
128 . بخيل را از آن قتور گويند كه در انفاق تنگ ميگيرد . طبرسى تصريح كرده كه قتور بر وزن فعول براى مبالغه است .
مقتر : فقير و كسى كه در تنگى است ضدّ موسع يعنى كسى كه در فراخى و وسعت مال است * ( وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُه وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُه ) * بقره : 236 . هر گاه بزنان مهريّهاى معيّن نكرده و پيش از دخول طلاق داديد به آنها متاعى ( نصف مهر مثل و غيره ) بدهيد ثروتمند به قدر قدرت و فقير به قدر قدرتش .
قتر : ( بر وزن فرس ) طبرسى و بعضى ديگر آن را غبار معنى كردهاند در مصباح گفته : دوديكه از مطبوخ بر خيزد در مفردات گويد : دوديكه از بريان و چوب و نحو آن بلند شود .