تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
فند ( بكسر فاء و سكون نون ) كوه بزرگ است امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه حكمت 447 در بارهء مالك اشتر رحمه اللَّه فرموده : « مالك و ما مالك ( و اللَّه ) لو كان جبلا لكان فندا . . . » مالك كيست مالك ؟ اگر كوه بود كوه بزرگى بود . اين لفظ در قرآن مجيد فقط يك بار آمده است .
فنن : ( بر وزن فرس ) شاخهء درخت طبرسى شاخهء سبز برگ و اقرب شاخهء راست گفته . . . جمع آن افنان است * ( وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ ) * . . . * ( ذَواتا أَفْنانٍ ) * رحمن : 46 - 48 . * ( « ذَواتا أَفْنانٍ » ) * وصف * ( « جَنَّتانِ » ) * است يعنى آن دو بهشت داراى شاخه هاست ممكن است * ( « أَفْنانٍ » ) * جمع فنّ باشد كه بمعنى نوع است يعنى آن دو بهشت داراى انواع نعمتهااند اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن نيامده است .
فناء : از بين رفتن . * ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) * رحمن : 26 و 27 . چون سورهء رحمن در بارهء جنّ و انس است ظاهرا مراد از * ( « مَنْ عَلَيْها » ) * جن و انس باشد و فناء معدوم شدن نيست زيرا موجود معدوم نميشود بلكه مقصود از بين رفتن صورت و تركيب ظاهرى است همين كه انسانى مرد و خاك شد فناء شده است يعنى : هر كه از جنّ و انس در روى زمين است فانى شدنى است ولى پروردگارت كه داراى جلال و كرامت است ميماند رجوع شود به « وجه » . آيهء * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * قصص : 88 . از آيهء ما نحن فيه اعمّ است . و در « وجه » خواهد آمد .
فهم : علم و دانستن . « فَهِمَه فَهْماً عَلِمَه وَعَرَفَه بِقَلْبِه » و آن متعلق بمعانى است نه ذوات گويند « فهمت الكلام » ولى « فهمت الرّجل » صحيح نيست بلكه « عرفت الرّجل » درست است ( اقرب ) . تفهيم : دانا كردن . * ( فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَكُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وَعِلْماً ) * انبياء : 79 . ضمير « ها » بحكومت و فتوى راجع است يعنى : فتواى مسئله را بسليمان تفهيم كرديم و بهر دو از