همه جا از باب افعال به كار رفته و شامل رستگارى دنيا و آخرت است .
و سبب آن پيروى از خواسته هاى عقل و دستورات دين مىباشد .
فَلَق :
( بر وزن فلس ) شكافتن .
« فلق الشّىء فلقا : شقّه » . فالق : شكافنده انفلاق شكافته شدن * ( فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ) * شعراء : 63 .
دريا بشكافت و هر قسمتش مانند كوه بزرگى گرديد .
* ( إِنَّ الله فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى . . . ) * انعام : 95 . خدا شكافندهء دانه و هسته است . * ( فالِقُ الإِصْباحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً ) * انعام : 96 . شكافندهء صبح است و شب را وقت آرامش قرار داده است .
الْفَلَقْ : * ( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ . مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ . وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ . وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ ) * فلق 1 - 4 .
فلق ( بر وزن فرس ) اسم مصدر است بمعنى شكافته شده طبرسى آن را شكاف وسيع گفته ، در قاموس و اقرب چند معنى از قبيل صبح ، دره ، شكاف گفته و نيز گفتهاند : « الخلق كلَّه » .
مخلوق را از آن فلق گويند كه خداوند آنها را همانطور كه در « فطر » گفته شد با شكافتن و شكفتن بوجود آورده است .
به نظر نگارنده مراد از « فلق » در آيه همهء خلق است نه صبح گر چه آن نيز از مصاديق فلق است يعنى : بگو پناه مىبرم بپروردگار خلق از شرّ آنچه خلق كرده دو آيه از حيث عموم با هم مساوىاند نا گفته نماند همهء مخلوق داراى جنبهء خير و شرّاند اتومبيل داراى خير است كه شخص را به مقصد مىرساند و داراى شرّ است كه در اثر سقوط هم خودش از بين ميرود و هم شخص را از بين ميبرد .
پول داراى خير است كه شخص را بهدف مىرساند و داراى شرّ است كه شايد براى گرفتن و بردن آن شخص را بكشند ، نفت داراى خير است كه منزل را گرم مىكند و داراى شرّ است كه شايد منزل را در اثر غفلت به آتش