آيات قبلى و بعدى كه در بارهء جهاد است آن را تأييد نميكند .
بهر حال : آيه اهميّت و لزوم كوچ براى فرا گرفتن علم از حوزه هاى علميّه را روشن مىكند و در آخر قيد مىكند كه اين تفقّه و فرا گرفتن علم براى آنست كه پس از برگشتن مردم را انذار كنند و از مخالفت امر خدا بر حذر دارند .
فكر :
( بفتح و كسر اول ) انديشه .
تأمل . بعبارت ديگر فكر اعمال نظر و تدبّر است براى بدست آوردن واقعيات و عبرتهاى و غيره در قاموس گفته : « الفكر : اعمال النّظر فى الشّىء » در مصباح فيومى آمده : « الفكر تردّد القلب بالنّظر و التّردد لطلب المعانى » .
* ( أَ وَلَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * اعراف :
184 . يعنى اگر در گفته ها و اعمال پيغمبر كه مدتى با آنها رفيق و در يك محيط بوده ، فكر و اعمال نظر كنند ميدانند كه او ديوانه نيست بلكه انذار كنندهء آشكار است . قرآن مجيد بتفكَّر و تدبّر بسيار اهميّت داده و بسيارى از آيات براى ايجاد تفكَّر نازل شده است * ( وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ) * آل عمران : 191 .
* ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * رعد : 3 . * ( وَتِلْكَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ) * حشر : 21 .
فك :
جدا كردن . « فكّ الشىء فكَّا فصله و آبان بعضه عن بعض » فك رهن خلاص كردن آن و فكّ رقبه آزاد كردن بنده است . * ( وَما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ . فَكُّ رَقَبَةٍ ) * بلد : 12 و 13 . چه ميدانى گردنه چيست ، آزاد كردن بندهاى است . عتق را از آن فكّ گويند كه آزاد كننده است و ميان بنده و ملكيّت جدائى ميافكند .
* ( لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ . رَسُولٌ مِنَ الله يَتْلُوا صُحُفاً . ) *
* ( مُطَهَّرَةً ) * بيّنه : 1 و 2 .
متعلَّق « منفكَّين » چيست ؟ و اهل كتاب و مشركان از چه چيز منفصل