يكى از بزرگان احتمال داده مراد شكافتن آسمانها براى نزول وحى باشد ، اين احتمال گر چه باسياق آيات و خاصّه آيهء 51 همين سوره مناسب است ولى در اين صورت براى لفظ « تكاد » محلى نمىماند وانگهى نزول وحى كه بوسيلهء ملك است شكافتن لازم ندارد .
مع الوصف : شايد مراد خداوند چيز ديگرى باشد . و اللَّه العالم .
4 - * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ) * روم : 30 . طبرسى فرموده * ( « فِطْرَتَ الله » ) * مفعول فعل محذوف است يعنى « اتّبع فطرت اللَّه » و آن بدل است از * ( « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ » ) * و شايد تقدير آن « اعنى فطرت اللَّه » باشد يعنى : توجّهت را بدين پيوسته كن در حالى كه بدان مايلى ، پيروى كن از فطرت خدائى كه بشر را بر آن آفريده ، تبديلى بر دين خدا نيست ليكن بيشتر مردم نميدانند . آيه صريح است در اينكه دين جزو نهاد بشر و خميرهء ذات او است مثل خوردن ، خوابيدن و غيره ، بعبارت ديگر : دين فطرت خدا و مخلوق خداست كه بشر را توأم با آن آفريده و از بشر قابل انفكاك نيست .
نا گفته نماند : دين بما هو دين فطرى بشر است ولى بشر فقط كليات آن را از قبيل توحيد و پى بردن از علت بمعلول و شكر منعم ، درك مىكند ، درك جزئيات آن احتياج بآمدن پيامبران دارد و با توضيح آنها انسان بفطرى بودن دين بيش از پيش متوجه مىشود .
خداوند در آيهء فوق فرموده : پيوسته بدين توجّه كن ( و بدان كه تو بدينى ميخوانى كه بر فطرت بشر استوار است و فطرت بشر جوابگوى آن مىباشد ) .
فظَّ :
بد خلق . « السَّيىءُ الْخُلُقِ الْخَشِنُ الْكَلامِ » . * ( وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ . . . ) * آل عمران : 159 . اگر بد رفتار و سنگدل ميبودى حتما از تو پراكند ميشدند .
فظَّ در اصل آب شكمبهء حيوان