تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تو ايرادى و اشكالى نمياورند مگر آنكه در جواب آن حق را و بهترين توضيح را مياوريم تا ايراد آنها دفع و واقعيت بهتر روشن شود ( گوئى اشكال گرفتن سبب ايضاح بيشتر از جانب خدا ميگردد ) . اين كلمه يك بار بيشتر در كلام اللَّه نيامده است .
فسق : ( بر وزن قشر ) خروج از حق اهل لغت گفته‌اند : « فسقت الرّطبة عن قشرها » خرما از غلاف خود خارج شد بتصريح راغب فسق شرعى از همين ريشه است در مصباح و اقرب گفته بقولى آن بمعنى خروج شىء از شىء على وجه الفساد است . پس فسق و فسوق خروج از حق است چنان كه دربارهء ابليس فرموده : * ( كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه ) * كهف : 50 . يعنى او از جنّ بود و از دستور خدايش خارج شد و اطاعت نكرد . كافر فاسق است كه بالتّمام از شرع خارج شده و گناهكار فاسق است كه به نسبت گناه از شرع و حق كنار رفته است . * ( وَلا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ الله عَلَيْه وَإِنَّه لَفِسْقٌ ) * انعام : 121 . از آنچه نام خدا در وقت ذبح آن ذكر نشده نخوريد خوردن آن فسق و خروج از شرع است ظاهرا ضمير « انه » به « اكل » راجع است . و يا آن ذبيحه كارى خارج از شرع است . * ( فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ فِي الْحَجِّ ) * بقره : 197 . در حج جماع ، خروج از طاعت خدا و مجادله نيست در روايات فسوق به « كذب » و جدال به « لا و اللَّه و بلى و اللَّه » تفسير شده است . * ( بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإِيمانِ ) * حجرات : 11 . در جوامع الجامع و الميزان اسم را ذكر معنى كرده است گويند : فلانى نامش با خوبى يا با بدى مشهور است در آيه نهى شده از اينكه نام مؤمنى با فسق و با بدى برده شود مثلا : اين فلانكاره است يا فلان كاره بود يعنى : بد ذكرى است ذكر مردم با فسق پس از ايمان آوردن آنها . صدر آيه كه در نهى از لقب بد و طعنه و عيبجوئى است اين مطلب