تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
را روشن مىكند . عدم اعتبار قول فاسق * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ) * حجرات : 6 . آيهء شريفه قول فاسق را بىاعتبار معرّفى مىكند و مفهوم آن اثبات عمل بخبر ثقه است . و اين در صورتى است كه فسق فاسق معلوم باشد يعنى : اى اهل ايمان اگر فاسقى خبرى پيش شما آورد دربارهء آن تحقيق كنيد مبادا از روى عدم علم قومى را آسيب رسانيد و بر كردهء خويش پشيمان شويد . اين كريمه تصديق و امضاء بناء عقلاست كه بخبر شخص موثق اعتبار قائلاند و در صورت اخبار شخص فاسق و بد كار ، تحقيق و جستجو ميكنند . شيعه و اهل سنّت اتفاق دارند در اينكه آيهء فوق دربارهء وليد بن عقبة بن ابى معيط نازل شده آنگاه كه از طرف رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مأمور جمع آورى صدقات بنى مصطلق گرديد . ابن كثير در تفسير خود از مسند احمد نقل كرده : حارث بن ابى ضرار فرمانرواى بنى مصطلق ( كه پدر جويريّه زن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود ) گويد : محضر رسول خدا آمدم ، اسلام را به من عرضه كرد قبول و اقرار كردم ، بزكوة دعوتم كرد پذيرفتم ، گفتم اى رسول خدا بنزد قوم خويش برگشته آنها را با سلام و زكات دعوت كنم هر كه پذيرفت زكوتش را جمع ميكنم و در فلان وقت نماينده‌اى ميفرستيد آنچه جمع كرده‌ام محضر شما بياورد . چون حارث زكات را جمع آورى كرد در وقت معيّن نمايندهء آنحضرت نيامد ، حارث گمان كرد كه غضبى از جانب خدا و رسول شده كه نمايندهء حضرت نيامد . بزرگان قوم را خواند و گفت : رسول خدا به من وعده فرموده بود كه كسى را براى بردن