تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
احقاباً * ( إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً . ) * * ( لِلطَّاغِينَ مَآباً . لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً ) * نباء : 21 - 23 حقّا كه جهنّم كمينگاه و براى طاغيان محل بازگشت است و مدّتها در آن بسر برند . راغب حقبه را مدتى مبهم از زمان گفته است . از زجّاج نقل شده كه حقب هشتاد سال است و نيز حقب را چهل سال گفته‌اند و ايضا مدّت دراز ( دهر طويل ) معنى كرده‌اند در نهج البلاغه خطبهء 87 هست : « . . . و لا خلت فيما بينكم و بينهم الاحقاب و القرون » ميان شما و آنها زمانها و قرنها ( دورانها ) نگذشته است ظاهرا از احقاب ، زمانها و مدتها اراده شده است بهر حال آيهء * ( لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً ) * دلالت بر خلود ندارد .
حقف : ( بر وزن حبر ) تپّهء مستطيل ريگ . چنان كه در مجمع گفته است بعضى پيچ و خم دار بودن را نيز قيد كرده‌اند چنان كه از مبرّد نقل است . جمع آن احقاف است * ( وَاذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه بِالأَحْقافِ ) * احقاف : 21 در مجمع البيان نقل شده كه احقاف نام ودايى است ميان عمان ( بر وزن فلان ) و مهره ( بر وزن بهره ) بنا بر قول ابن عباس و بنا بر قول ابن اسحق ريگزارى است كه از عمان تا حضرموت امتداد دارد و بنا بر قول قتاده ريگزارى مشرف بر دريا از يمن است و از حسن نقل شده كه نام ريگزارى است . با مراجعه بنقشهء جزيرة العرب خواهيم ديد كه احقاف در جنوب جزيرة العرب و از قسمتهاى ربع الخالى ( وادى دهناء ) است در روزگار گذشته مسكن قوم عاد بود كه حضرت هود بر آنها مبعوث شد . با مراجعه بحالات هود در قرآن ، خواهيم ديد كه در آن روزگار احقاف سرزمينى آباد و پر حاصل بوده اكنون جز بيابان خشك و غير قابل سكونت نيست .
حقّ : ثابت . ضدّ باطل . راغب گويد : اصل حقّ بمعنى مطابقت و موافقت است . در قاموس ضدّ