شدن * ( وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ . . . ) * بقره : 191 ، هر جا كه آنها را پيدا كرديد بكشيد . ظاهرا معناى مصادف شدن و روبرو شدن بهتر است نه - مطلق پيدا كردن چنان كه بعضى گفتهاند . بمعنى گرفتن و ظفر يافتن .
نيز آمده است آيهء فوق نظير آيهء * ( . . . وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ . . . ) * نساء : 89 ، است . كه « وجد » بجاى « ثقف » آمده است .
* ( فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ . . . ) * انفال : 57 ، پس اگر در جنگ با آنها مصادف و روبرو شدى با آنها ، كسانى را كه در پشت سر آنهايند پراكنده ساز ، يعنى آنها را بكش تا ديگران عبرت گيرند و بفكر پيكار با تو نيايند .
ثِقَل :
( بر وزن عنب ) سنگينى ثقيل يعنى سنگين . اصل آن در اجسام است و در معانى نيز ميايد ( مفردات ) * ( وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * اعراف : 8 ، ثقيل كه بمعنى سنگين است صفت روز قيامت و نيز صفت قول آمده است * ( . . . وَيَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلًا ) * انسان : 27 ، * ( إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ) * مزمل : 5 ثقال بضمّ و فتح اوّل بمعنى ثقيل است و جمع آن ثقال ( بر وزن رجال است ) مثل * ( . . . حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا . . . ) * اعراف :
57 : تا چون باد ابرهاى سنگين را برداشت . سحاب چنان كه در اقرب - الموارد گفته اسم جنس جمعى است صفت آن گاهى بنا بر لفظش مفرد ميايد مثل * ( وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ - السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * بقره : 164 ، و گاهى بنا بر معنايش جمع ميايد نظير آيه فوق . در مجمع ذيل آيه 12 سورهء رعد فرموده : سحاب جمع سحابه است . ولى قول اقرب الموارد درستتر است زيرا در آن صورت صفت آن همواره جمع ميامد حال آنكه در * ( وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِ ) * مفرد آمده است . اثقال جمع ثقل ( بر وزن علم ) است و آن چيزى است كه حملش سنگين است بنا بر اين معناى * ( وَتَحْمِلُ ) *