استعاره گويند : « ثخنته ضربا » .
* ( حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ . . . ) * محمد : 4 تا آنگاه كه آنها را از حركت باز داشتيد و اسيرشان كرديد ريسمان را محكم كنيد .
* ( ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَالله يُرِيدُ الآخِرَةَ وَالله عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * انفال : 67 .
آيهء شريفه در ملامت مسلمانان است كه در بارهء اسيران بدر به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اصرار كردند كه آنها را نكشد و فديه بگيرد تا وضع ماليشان بهتر شود ولى حق آن بود كه اسيران كشته شوند تا ديگران بجنگ مسلمين جرئت ننمايند زيرا آن روز اسلام قوى نشده بود ميبايست كفّار در هول و هراس باشند . بنظرم جرئت كفّار قريش و راه انداختن جنگ « احد » از همان آزادى اسيران جنگ بدر سر چشمه گرفت و اگر اسيران بدر كشته ميشدند كفّار بار ديگر بمدينه لشگركشى نميكردند . بلى آنگاه كه دين قوى شد و آزاد كردن اسيران خطرى پيش نياورد كشتن آنها شايسته نيست . مراد از * ( حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ ) * قدرت و استقرار يافتن دين پيامبر است كه آزاد كردن دشمن ضررى نداشته باشد . مضمون آيه چنين است : « 1 » براى هيچ پيغمبرى نبوده كه اسيران داشته باشد تا آنگاه كه در زمين خود را نيرومند كند شما متاع دنيا را ميخواهيد و خدا آخرت را ، خدا توانا و حكيم است . بعضى آن را مبالغه در قتل گفتهاند يعنى :
اوّل پيامبران براى تقويت خود و ارعاب دشمنان مبالغه در قتل ميكنند و پس از نيرومند شدن اسير ميگيرند ولى اين به نظر درست در نميايد .
ثَرب :
ملامت . عتاب .
* ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ الله لَكُمْ . . . ) * يوسف : 92 يوسف ببرادرانش گفت امروز بر شما ملامتى ( از جانب من ) نيست خدا شما را ميآمرزد . على عليه السّلام در نامهء خود به عمر بن ابى سلمهء مخزومى كه وى
هامش
« 1 » شرف الدين عاملى اين مطلب را انكار كرده و ميگويد : نزول آيه در بارهء آنهاست كه ميخواستند رسول خدا بعوض جنگ بدر كاروان قريش را باسارت آورد ، و گرنه آنحضرت با فتح بدر نيرومند شده بود ، قول ايشان بسيار دلچسب است رجوع شود به « النصّ و الاجتهاد ص 182 »