كند .
تمام :
به آخر رسيدن . * ( وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ) * مائده : 3 * ( وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ ) * بقره :
233 .
* ( ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ . . . ) * انعام : 154 پس بموسى كتاب داديم براى آخر رسيدن و تمام شدن بر آنكه نيكو كارى كرد و براى تفصيل هر چيز . مىشود مراد آن باشد كه شريعت موسى در دوران خود تمام شدن و گسترش يافتن شريعتهاى قبل بود لذا « تماما » فرموده است در جوامع الجامع آن را اتمام كرامت و نعمت بر محسنين يا اتمام نعمت بر موسى عليه السّلام فرموده است بنظرم مراد آنست كه دين موسى در موقع خود دين تمام بود مخصوصا بقرينهء * ( وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ ) * كه در ذيل آيه است على هذا اين آيه نظير * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) * است مائده :
3 . . . .
تَنّور :
تنور نان . * ( حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَفارَ التَّنُّورُ . . . ) * هود :
40 تا چون امر ما آمد و تنور فوران كرد . در قاموس و صحّاح و اقرب الموارد معناى اوّلى تنّور را همان تنور نان گفتهاند . در الميزان هست :
تنّور همان تنور نان است و آن چيزيست كه لغت عربى و فارسى در آن متّحداند و يا اصل آن فارسى است .
اين كلمه دو بار در قرآن آمده است . ظاهر آيه آنست كه شروع طوفان نوح با جوشيدن آب و فوران آن از يك تنور معهود بوده است .
در بارهء آن اقوال ديگرى هست طالبين به مجمع و غيره رجوع كنند از آن جمله از ابن عباس و غيره نقل شده كه تنّور روى زمين است و زجّاج آن را اختيار كرده است و در صحاح آن را بعلى عليه السّلام نسبت ميدهد و در مجمع و الميزان احتمال دادهاند كه مراد از * ( « فارَ التَّنُّورُ » ) * اشتداد غضب خداوند باشد . عيّاشى در تفسير خود چند حديث آورده كه