تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
معنى كرده و گويد : معنى آيه ى * ( « ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ » ) * مدّثر : 22 ، آنست كه عبوس بودن را پيش از وقت آن اظهار كرد . قاموس آن را عجله و چهره در هم كشيدن و قهر ، معنى كرده است . ولى قول مجمع البيان اقرب است ، بنا بر اين ، چون در آيه ى شريفه * ( « بَسَرَ » ) * بعد از * ( « عَبَسَ » ) * آمده بايد آن را شدّت عبوس بودن معنى كرد يعنى : پس عبوس شد و محكم چهره در هم كشيد . پس از آنكه اين احتمال در باره ى آيه بنظرم آمد ديدم زمخشرى و بيضاوى در ذيل آيه ى * ( « وَوُجُوه يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ » ) * قيامت : 24 بسر را شدّت عبوس بودن گفته‌اند يعنى : و چهره هائى در آن روز شديدا چهره درهم كشيده‌اند و اندوهناكاند بيضاوى گويد : باسل از باسر نيز شديدتر است ولى آن اغلب در مرد شجاعى كه چهره درهم كشيده است به كار ميرود . على هذا ، عبس و بسر و بسل هر سه بمعنى چهره در هم كشيدن مىباشد ولى يكى از ديگرى شديدتر است .
بَسّ : كوبيده شدن ، نرم شدن در اثر كوبيده شدن * ( « وَبُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا » ) * واقعه : 5 كوبيده ميشوند كوهها كوبيده شدن عجيبى پس غبار پراكنده ميگردند . بعضىها باستناد آيه ى * ( « يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ » ) * كهف : 47 ، و غيره ، بسّ را سير دادن و به راه افتادن معنى كرده‌اند ولى آيه كه ميگويد : غبار پراكنده ميشوند . روشن مىكند كه بسّ بمعنى ريز ريز شدن و كوبيده شدن است . و مناسب اين آيه ، آيهء * ( « وَحُمِلَتِ الأَرْضُ وَالْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً » ) * الحاقّة : 14 ، است . ريز ريز شدن كوهها در اثر انبساط و اتساع همگانى جهان است كه هنگام فناى عالم به صورت غبار خواهند آمد و يا در اثر علل ديگر است .
بَسط : گشودن . وسعت دادن . گستردن . هر سه معنى نزديك بهماند * ( « وَلَوْ بَسَطَ الله الرِّزْقَ لِعِبادِه لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ » ) * شورى : 27 ، اگر خدا