تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
را ديد ، به بنى عامر گفت : « اين زمين براى سبزيكارى خوب نيست و براى درختكارى آمادگى دارد . مىبينم كه شما دامپرورى را به درختكارى ترجيح داده‌ايد ، در صورتى كه ما رمهء گاو گوسفند و شتر نداريم و از دامدارى محروميم ولى در درختكارى ماهريم . آيا مىخواهيد بدون هيچگونه هزينه درختكارى و دامپرورى را با هم داشته باشيد ؟ اگر زمين‌هاى خود را به ما واگذاريد ، در آن درخت مىكاريم و چاه مىكنيم و هيچ خرجى هم به گردن شما نمىگذاريم . هزينه‌ها و كارهاى آن را خود بر عهده مىگيريم . فقط هنگام ميوه‌چينى ، نيمى از محصول به شما تعلق خواهد گرفت كه زمين به ما داده‌ايد و نيمى ديگر از آن ما خواهد بود كه روى زمين كار كرده‌ايم . » فرزندان عامر اين پيشنهاد را پسنديدند و زمين‌هاى خود را در اختيار افراد ثقيف نهادند . بدين گونه ، ثقيف كه قبلا در حوالى طائف به سر مىبرد ، وارد طائف شد و زمين ، را ميان افراد خود تقسيم نمود كه روى آنها كار كردند و درختان ميوه كاشتند و تا چندى به آنچه با بنى عامر شرط كرده بودند وفادار ماندند . بنى عامر نيز ثقيف را از دستبرد و حملات احتمالى عرب حفظ مىكرد . رفته رفته شمار فرزندان ثقيف رو به فزونى نهاد و بزرگى و نيرومندى يافتند و اطراف زمين‌هاى خود را مستحكم ساختند و ديوارى پيرامون طائف بنا نمودند و آن را استوار كردند و ديگر از دادن نصف محصول به بنى عامر خوددارى كردند . بنى عامر خواست حق خود را بگيرد و نتوانست . با ثقيف جنگ كرد ولى پيروزى نيافت . ثقيف شامل دو خاندان بود : احلاف و بنى مالك .