تا ديگر نتوانند ما را بكشند . »
بدين قرار با زنان و فرزندان و دارائى خويش ، به فرماندهى بشر بن مسعود بن قبس بن خالد از لعلع حركت كردند و چنان شتابان راه پيمودند كه تا شيطين هشت شب راه بود ولى آنان اين راه را در چهار شب طى كردند و با اين سرعت ، پيش از آن كه خبرشان به شيطين برسد ، خودشان رسيدند .
در نتيجه ، مردم تميم غافلگير شدند و هنگامى به خود آمدند كه مورد حملهء مردان بكر قرار گرفته بودند . از اين رو جنگى سخت كردند و تا آنجا كه توانستند پايدارى و ايستادگى نشان دادند ولى شكست خوردند و بكر پيروزى يافت .
رشيد بن رميض عنبرى ، با سرودن اشعار زير ، بدين موضوع مىبالد :
و ما كان بين الشيطين و لعلع * لنسوتنا الا مناقل اربع
فجئنا بجمع لم ير الناس مثله * يكاد له ظهر الوديعة يطلع
بار عن دهم تنسل البلق وسطه * له عارض فيه المنية تلمع
صبحنا به سعدا و عمرا و مالكا * فظل لهم يوم من الشر اشنع
و ذا حسب من آل ضبة غادروا * بجرى كما يجرى الفصيل المفزع
تقصع يربوع بسرة ارضنا * و ليس ليربوع بها متقصع
بعد پيغمبر اكرم ( ص ) به بكر بن وائل نامه فرستاد و آنان را در برابر كارى كه كرده بودند اندرز داد :