توائل من خوف الردى لاوقيته * كما نالت الكدراء من حين اجدل
قيس بن عاصم بدين گونه خالد را نكوهش مىكند كه چرا به خونخواهى برادر خود ، ربعى و كسان ديگرى كه با وى در روز فلج كشته شدند ، برنخاسته است .
همچنين ، مىگويد : به كسانى كه بر خاك افتاده بودند و از تشنگى فرياد العطش مىزدند و مطابق روش دورهء جاهليت مىبايست به آنان آب داده شود ، هيچ كس آب نداد .
اگر كار به دراز گوئى نمىكشيد در اين باره روشنتر از اين شرح مىداديم .