تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اين ساعت باز نگشته است . » شرحاف گفت : « پس او كشته شده و من قاتلش را مىشناسم . » پدرش پرسيد : « قاتل او كيست ؟ » جواب داد : « عمارة بن زياد . من به گوش خود از او شنيدم كه روزى سر مست از شراب بود و به عده‌اى مىگفت كه او را كشته و كسى هم به خونخواهى نيامده است . » مدتى از اين موضوع گذشت تا شرحاف بزرگ شد و جوانى نيرومند گرديد . يك بار عمارة بن زياد گروهى انبوه از قبيلهء عبس را گرد آورد و به دستيارى ايشان بر بنى ضبه دستبرد زد و شترانشان را ربود . فرزندان ضبه بيدرنگ سوار شدند و خود را در چراگاه به يغما گران رساندند . شرحاف ، همين كه چشمش به عمارة بن زياد افتاد ، گفت : « اى عماره ، آيا مرا مىشناسى ؟ » عماره پرسيد : « تو كيستى ؟ » پاسخ داد : « من شرحاف هستم . پسر عموى من معضال را به من بر گردان . او ، روزى كه به دست تو كشته شد ، همانند نداشت . اين را گفت و بيدرنگ بر عماره حمله برد و او را كشت . در آن روز ضبه و عبس جنگى سخت كردند و سرانجام ضبه شترهاى خود را باز گرفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت