روز اعيار و روز نقيعه
مثلم بن مشجر عائذى ضبى در همسايگى بنى عبس به سر مىبرد .
او به عمارة بن زياد ، كه مردى تهى مغز و بىپروا بود ، پيشنهاد قمار كرد ، و عماره با او به قمار پرداخت تا ده كره شتر از او برد .
مثلم از او مهلت خواست تا نزد خانوادهء خويش برود و طلب وى را برايش بفرستد .
ولى عماره درخواست وى را نپذيرفت .
مثلم ، ناچار پسر خود ، شرحاف ، را پيش او گرو گذاشت و به نزد كسان خود رفت و كره شترها را گرفت و براى عماره برد و پسر خويش را از گرو در آورد .
هنگام بازگشت ، پسرش ، شرحاف ، در راه از او پرسيد :
« پدر جان ، معضال كيست ؟ » پدرش پاسخ داد :
« او مردى از پسر عموهاى تست كه مدتى است رفته و تا