با بنى بكر و همدستان ايشان شدند و در ذات نكيف با هم جنگ كردند .
در پايان اين پيكار مردان بكر و يارانشان شكست خوردند و گروه بسيارى از ايشان كشته شدند و چنان آسيبى ديدند كه ديگر به جنگ قريش برنگشتند .
ابن شعلهء فهرى درين باره گفت :
فلله عينا من رأى من عصابة * غوت غى بن بكر يوم ذات نكيف
اناخوا الى ابياتنا و نسائنا * فكانوا لنا ضيفا بشر مضيف
در اين روز عبد بن سفاح قارى ، از خاندان قاره ، قتادة بن قيس را كشت .
قتاده برادر بلعاء بن قيس بود كه بلعاء مساحق نام داشت .
درين روز گفته شد : «
قد انصف القارة من راماها
» و اين ضرب المثل گرديد . يعنى : هر كس كه در برابر قاره تير اندازى كند انصاف مىدهد كه مردان قاره تير اندازان ماهر هستند .
خاندان قاره از فرزندان هون بن خزيمه بودند و او نيز از فرزندان عضل بن ديش بود .
يكى از ايشان گفته است :
دعونا قارة لا تنفرونا * فنجفل مثل اجفال الظليم
گفته شده است :
بنا بر اين شعر است كه آنان قاره ناميده شدند . جنگجويان قاره را « رماة الحدق » مىخواندند يعنى : تير اندازانى كه حدقهء چشم را مىزدند .