به شهر مدينه اختصاص داده است ؛ نخستين فصل با عنوان « قبر پيامبر » ، دومين فصل با عنوان « ديدگاههاى جغرافيايى و تاريخى دربارهء مدينه » و سومين فصل « حرم مدينه » است . و چون عمده مطالب اين فصول تفاوت چندانى با آنچه پيشتر گذشت ندارد ، از اين رو تنها به برخى خصوصيات و ويژگيهاى حرم و تغييراتى كه در اين سالها انجام شده خواهيم پرداخت ؛ به ويژه با اشغال مدينه توسط وهابيان ، وضعيت جديدى در شهر بوجود آمده بود .
دربارهء حرم پيامبر مىگويد : باب السلام در منتهى اليه بازار شرقى واقع است و دومين در مهم حرم است ، اما محراب پيامبر در مسجد از سنگهاى مرمرين به رنگهاى سفيد و سياه و سبز و قرمز ، با نقشههاى متفاوت پوشيده شده است و هنگامى كه زيارت دهندهء او قصد خواندن زيارت قبر پيامبر - ص - را داشت به آهستگى در گوش او گفت من زيارتى را براى تو مىخوانم كه معمولًا دوستاران پيامبر آن را مىخوانند و اين اشارهاى بود كه وهابيان او را از خواندن اين زيارت نامه منع كردهاند و در حقيقت او اقدام به كار خطرناكى كرده بود ؛ زيرا احتمال اهانت و خطر جانى از سوى وهابيان مىرفت ! ريتر مىگويد وهابيان پيروان ابن تيميه هستند كه طلب شفاعت و زيارت قبر و نماز خواندن در كنار قبر بزرگان را حرام و بدعت مىداند . آنگاه ريتر به قصهء مشهورى كه سمهودى آن را در تاريخ مدينه نقل كرده و مربوط به سلطان نورالدين است مىآورد .
دربارهء وضعيت جغرافيايى مدينه مىگويد : مدينه در دشتى كه در ميانه جزيرة العرب قرار دارد و از اين لحاظ با مكه كه از شهرهاى نوار و دشت ساحلى بشمار مىرود و در ميان رشته كوههايى كه شبيه به نشست گاه اسب است و گذرگاه آن به سمت جنوب شرقى است تفاوت دارد .
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٧٨