به اطراف خود نظر كردم و مردمان را به دقت وارسى نمودم . نيمى از مردمان را هندى يافتم و نيم ديگر را اهالى مدينه با گروههاى بسيار كمى از تركان و ايرانيان . بجز هنديها و خدمتكاران و بندگان ، تقريباً تمامى مردم ، محترم و با لباسهاى آراسته و تميز به نظر مىآمدند و از اين جهت بر وضعيت مردمان در مكه برترى داشتند ، ليكن اين توصيف كين از چهره مردمان مدينه تعجب آور است ، او مىگويد رنگ چهره مردمان عرب مدينه بيشتر متمايل به سبز است تا مردم مكه و اين در حالى است كه سر ريچارد بورتون در 35 سال پيش از او دقيقاً عكس اين توصيف را نموده است ! كين مىگويد : بر عكس مردم مكه ، اهالى مدينه نسبت به خارجيان و مردمان غريب محافظه كارتر و با وقارتر به نظر مىآيند ، كين آنگاه به توصيف آرامگاه پيامبر - ص - مىپردازد ليكن به اشتباه حضرت زهرا - س - را همسر برادر پيامبر معرفى مىكند .
كين در پايان اين فصل مىگويد شهر مدينه 13 حجم و وسعت شهر مكه را دارا است ليكن حومه آن در بيرون باروى شهر تا مسافتى متجاوز از يك تا دو ميل از هر طرف ادامه دارد ( مگر از سمت كوه ) ، آنگاه به توصيف بارو و دروازه شهر و مواد ساختمانى آن و جايگاه و برترى شهر مدينه بر ديگر شهرها و اين كه بنابر روايات اسلامى اداى هر ركعت نماز در آن برابر با هزار ركعت در ديگر شهرهاست مىپردازد .
راه آهن حجاز
در قرن اخير همواره نام مدينه همراه با نام راه آهن آن كه اين شهر را به دمشق ارتباط مىداد ، در خاطرهها زنده مىشود . در سالهاى نخستين قرن بيستم امپراتورى عثمانى و در دوران خلافت سلطان عبد الحميد