خوشبخترين مردمان روى زمين احساس مىكنند ، از اين رو جون كين مىگويد : بسيار بهتر بود نام اين شهر را « المحفوظه » مىگذاشتند تا مدينه ؛ زيرا اين شهر هر آنچه كه ذهن يك شرقى تخيل آن را مىكند ، در خود جاى داده است . خانههاى منظم ، كشتزارهاى سرسبز و شاداب ، آب جارى و روان و جز اينها .
جون مىگويد هنگامى كه به شهر نزديكتر شديم ، فرياد هلهله و شادى از قافله برخاست و همگى شكر خدا را بجاى آوردند ، حتى شتران و چهارپايان بى زبان نيز با بالا بردن گردنهاى خود شادى نموده و سعى مىكردند به سرعت خود را به شهر رسانده و استراحت ممتدى بنمايند .
عاقبت پس از طى مسافت 5 / 2 ميل وارد شهر شديم . جون كين مىگويد :
هنگامى كه از باروى شهر گذشتيم در برابر خود شهرى آرام و زيبا با خيابانهاى منظم و تميز نسبت به ديگر شهرهاى شرق يافتم . منظرهء عمومى شهر حكايت از رفاه اقتصادى و مالى مردمان آن را داشت و اين رفاه را مىشد همهء جنبههاى شهر مشاهده كرد ؛ براى نمونه حتى سگان مدينه با سگهاى ديگر شهرهاى شرق در درنده خويى و حرص و طمع تفاوت داشتند و نسبتاً آرامتر مىنمودند .
جون كين مىگويد : به همراه آن امير هندى به ديدار تعدادى از بازرگان مدينه كه به تجارت خرما اشتغال داشتند رفتيم ، آنان نمونههايى از خرماى خود را به همراه داشتند ، كين مىگويد : يكى از بازرگانان به من گفت : مدينه 50 گونه خرما دارد و مرغوبترين گونهء آن به نام « چلبى » است كه خرمايى است نسبتاً بلند و لذيذ . از اين رو امير هندى نيم تن از آن را خريدارى نمود ، گونهء ديگر خرماى مدينه خرمايى است كه نسبتاً كوچك بوده و هسته بسيار ريزى دارد .
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٥٧