چند قدمى جايگاهى است كه امروزه آرامگاه پيامبر در آن قرار دارد . و در پايان همان روز عاقبت ابوبكر به خلافت رسيد . آنگاه بورتون به عللى كه سبب اين اعتقاد عجيب و نامأنوس گرديده ، مىپردازد و مىگويد : از روزهاى نخستين هرگز كسى از چگونگى و شكل ظاهرى قبر پيامبر آگاهى نداشته ، از اين رو شكل ظاهرى گورها در برخى از كشورهاى اسلامى مسطح و افقى بوده و در برخى ديگر محدّب مىباشد و اگر قبر پيامبر براى مسلمانان معلوم بود شكل آن سنتى براى مسلمانان مىشد و ناآگاهى از آن مسلمانان را اين گونه سر در گم كرده است . علاوه بر اين ، رواياتى كه سمهودى - از مورخين مورد اعتماد - نقل نموده متناقض است ؛ زيرا او نخست به توصيف آرامگاه مطهر پيامبر پرداخته ، ولى در ادامه سخن خود به صراحت مىگويد : هنگامى كه قايتباى به ترميم و بازسازى حجره و آرامگاه پيامبر پرداخت ، او به داخل رفته و چيزى جز سه گور در عمق زمين كه خالى بوده نيافته است . با توجه به اين گفتار بايد گفت كه شيعيان در دورانهاى طولانى - كه چندين قرن بدرازا كشيد - حاكميت خود بر مدينه جنازهء پيامبر را به جاى ديگرى منتقل نمودهاند ! و به اعتقاد من داستان پرتو نورى كه هم مسلمانان بدان اعتقاد داشته و مىگويند اين نور از گرداگرد قبر پيامبر بر مىتابد و چشمان را خيره مىكند ، خرافهاى است از سوى نگهبانان قبر مقدس براى پرده پوشى بر اين راز وحشتناك !
سازمان و تشكيلات اداره حرم
بورتون در بخشى از كتاب خود به وضعيت سازماندهى مسائل ادارى و آموزشى حرم پيامبر پرداخته و مىگويد : اين تشكيلات و سازمان از سال 1814 ميلادى كه بورخات در سفر خود به مدينه به توصيف آن پرداخته ،