و برغم اين كه در سفرنامهء خود مطالبى غير واقعى و خلاف حقيقت از اسلام و مسلمانان آورده ، ليكن نوشتهء او از جنبههاى بحث و تحقيق و بويژه جنبههاى تاريخى و جغرافيا ارزش فراوانى دارد .
بورتون در 25 جولاى 1853 از راه بندر ينبع كه از بنادر درياى سرخ است به مدينه رسيد و پيش از رسيدن به شهر ، دورنماى آن را اين گونه توصيف مىكند : در برابر ديدگانم دشتى وسيع قرار داشت كه منتهى اليه آن سرزمينهاى نجديان پرخاشگر است ، و در سمت راست شهر تپههاى سنگى تيره و عبوسى ديده مىشود كه كوه احُد است ، و در دشت ميان اين دو مرغزار سرسبزى است كه در ميان آن يك يا دو گنبد سفيد نمايان بود ، اين دشت سرسبز در سمت راست تا نخلستانها و باغهاى سرسبز قبا كه همچون نگين سبز زمردى در ميان دشت تيره تلألؤ داشت ادامه مىيافت ، و فضاى اين دشت را آفتاب پگاه پوششى از مِه پراكنده همراه با شبنم داده بود ، در فاصله دو ميلى از اين ديدگاه شهر مدينهء منوره وسيع و فراخ به نظر مىرسيد ، ليكن هنگامى كه به نزديكى شهر رسيدم به اشتباه خود پى بردم .
دشت مدينه در منتهى اليه جادهء پر پيچ و خمى كه از حرّه مىگذشت قرار داشت ، ورودى شهر بر بلنداى مستطيل شكلى قرار داشت كه از ميان باروى گلى شهر مىگذشت ، اين دروازه نام « العنبرى » داشت ، و در سمت راست آن گنبد و گلدستههاى زيباى تركى ديده مىشد كه از آن تكيهاى است كه محمد على پاشا آن را براى مسافران درويش ساخته است . پس از اين تكيه در امتداد يك خط دراز مجموعهاى از ساختمانهاى كوتاه سفيد رنگ با پنجرههاى نازيبا قرار دارد و در ميان نخلستانهاى شمال مدينه ، ساختمان مخروبه ، سقاخانهاى به وضوح ديده مىشد و در فاصلهء ميان اين مخروبه و قلعهء نظامى شهر ساختمان كاخى به سبك كاخهاى تركيه را ديدم كه
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٢٥