خسرو انوشيروان ، همين كه از شورش او آگاه شد ، بار ديگر وهرز را با چهار هزار سوار به يمن گسيل داشت و به او فرمان داد كه در يمن هيچ سياه پوست يا فرزند عربى را كه سياه باشد ، چه خرد و چه بزرگ ، زنده نگذارد و هر مردى را كه موهاى پيچيده دارد و از دودهء سياهان حبشى است بكشد .
وهرز نيز با لشكرى كه در اختيار داشت به راه افتاد تا به يمن رسيد و فرمانى را كه انوشيروان داده بود به كار بست .
سپس نامهاى به انوشيروان نگاشت و او را از آنچه كرده بود آگاه ساخت .
انوشيروان وهرز را به فرمانروائى يمن گماشت و او به نمايندگى از سوى شاهنشاه ايران ، كارهاى يمن را سر و سامان مىداد تا در گذشت .
پس از مرگ وهرز ، خسرو انوشيروان ، پسر او مرزبان بن وهرز را در آن جا به پادشاهى نشاند .
بعد از درگذشت مرزبان نيز به فرمان انوشيروان ، پسرش تينجان بن مرزبان ، و پس از او فرزندش خرخسره به پادشاهى رسيد .
خرخسره در روزگار شاهنشاهى خسرو پرويز ، فرمانرواى يمن بود تا اين كه خسرو پرويز بر او خشم گرفت و او را از يمن فراخواند .
هنگامى كه روى به ايران نهاد و وارد بارگاه خسرو پرويز شد ، يكى از بزرگان ايران او را به گرمى پذيرفت و در آغوش گرفت و شمشيرى را كه يادگار پدر خسرو پرويز بود بر گردن وى انداخت .
خسرو پرويز به رعايت احترام آن شمشير از خون خرخسره در گذشت و تنها به عزل او از پادشاهى يمن اكتفا كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٧