جز اين هم گفتهاند ولى روايت نخستين درستتر است .
وهرز همين كه سراسر يمن را به تصرف در آورد ، نامهاى به خسرو انوشيروان نگاشت و او را ازين پيروزى آگاه ساخت و اموالى را كه به غنيمت گرفته بود براى او فرستاد .
خسرو در نامهاى كه در پاسخ او نوشت به دو فرمان داد كه سيف بن ذى يزن ، ( و بگفتهء برخى . معدى كرب بن سيف بن ذى يزن ) را به پادشاهى يمن منصوب سازد .
خسرو همچنين جزيه و خراجى معين كرد كه پادشاه يمن هر سال به ايران بپردازد .
وهرز نيز فرمان انوشيروان را به كار بست و به ايران بازگشت .
اما سيف بن ذى يزن همين كه در يمن به پادشاهى رسيد ، كشتار حبشيان را آغاز كرد و هر چه حبشى در آن جا زنده مانده بود ، از دم تيغ گذراند . حتى شكم زنهاى آبستن را پاره كرد و بچه را از رحم بيرون كشيد و كشت .
بدين گونه از حبشيان زنده نگذاشت جز عدهاى اندك كه به تيمار و نگهدارى چار پايان گماشت . برخى را نيز به شتربانى گماشت تا پيشاپيش وى بدوند و اسلحهء او را حمل كنند .
از اين رو حبشيانى كه در يمن به سر مىبردند ، ديگر چندان زياد نبودند .
روزى سيف سوار شد و بيرون تاخت . چند تن از حبشيان كه پيشاپيش او مىدويدند ، با همان اسلحهاى كه براى وى حمل مىكردند او را زدند و كشتند .
مدت فرمانروائى او پانزده سال بود .
پس از كشته شدن سيف ، يكى از مردان حبشى بر مردم يمن شوريد و گروهى را كشت و تباهكارى بسيار كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٦