تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مىگويند : در هيجدهمين سال فرمانروائى خود يك بار دستور داد تا خراجى را كه از شهرهاى وى گرد آورده بودند ، بشمارند . چنين كردند . از سكه‌هاى سيم يكصد هزار هزار مثقال و سكه‌هاى زر بيست هزار هزار مثقال بود . او مردم را به چيزى نمىشمرد و آنان را خوار مىانگاشت و با ايشان دشمنى مىكرد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : منعقد نموده ، ايران را به حدود طبيعى آن كه درياى سياه و رود فرات بود ، برساند . ( يعنى لازيكا و نيز بقيهء ارمنستان و بين النهرين را به ايران ضميمه نمايد . ) ولى خسرو پرويز از جهة غرور و خودپسندى نخواست اين نكته را درك كند و قواى خود را بيهوده در ممالكى صرف كرد كه حفظ آن براى ايران آن زمان از جهة فقدان بحريه‌اى قوى مشكل بود . و به اين نتيجه رسيد كه وقتى هرقل از طرف شمال به ايران حمله آورد قشون ورزيده سابق به واسطهء جنگ‌هاى متمادى از ميان رفته و سرداران نامى او ، يكى از حق ناشناسى خسرو از غصه مرده و ديگرى آزرده خاطر و دلسرد شده بود . خسرو پرويز شاهى بوده ضعيف النفس ، خودپسند ، ستمكار ، شهوت‌ران و حق ناشناس . سلطنت او تماما به جنگ گذشت و جنگ‌هاى او نه فقط چيزى به ايران نداد بلكه آن را بىاندازه ضعيف نموده با سرعت حيرت آورى به طرف انحطاط برد . ( تاريخ ايران ، مشير الدوله ، چاپ خيام ، ص 226 و 227 )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 214 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت