« فرمانروائى او پايان خواهد يافت آن هم به دست پيامبرى كه برانگيخته و فرستادهء خداوند است . كسى است كه در ميان دينداران و نيكنهادان راستى و درستى و داد و دهش خواهد آورد و تا روزى كه جهان هستى به پايان رسد ، فرمانروائى در ميان كسان او برقرار خواهد بود . »
پادشاه پرسيد :
« آن روز چه روزى است ؟ » جواب داد :
« روزى كه كارداران به پاداش كارهاى خود مىرسند و از آسمانها بانگى به گوش مىخورد كه زندگان و مردگان آن را مىشنوند و در وقت معينى همه گرد هم مىآيند . »
ربيعة بن نصر ، پس از آن كه پرسش از آن دو تن را به پايان رساند ، پسران و ساير افراد خانواده خود را ، بنا بر آنچه صلاح ايشان مىدانست ، روانهء عراق ساخت .
از بازماندگان ربيعة بن نصر ، نعمان بن منذر پادشاه حيره است .
او نعمان بن منذر بن عمرو بن امرؤ القيس بن عمرو بن عدى ، پسر همين ربيعة بن نصر پادشاه است .
بارى ، پس از درگذشت ربيعة بن نصر و رسيدن پادشاهى يمن به حسان بن تبان بن ابو كرب بن ملكيكرب بن زيد بن عمرو ذو الاذعار ، آنچه موضوع حبشه را پيش آورد و موجب بيرون رفتن سلطنت از چنگ حمير شد ، اين بود كه حسان - همچنان كه شيوهء همهء تبعها ، يعنى پادشاهان يمن بود - مردم يمن را گرد آورد و مىخواست به سراسر سرزمينهاى عرب و عجم لشكر كشى كند .
همين كه به عراق رسيد ، قبيلههاى عرب يمنى از فرمان وى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 18
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨