خسرو پرويز نيز از آن جنگ بازگشت و پيروزمندانه به مدائن وارد شد و به سربازان رومى پولى كه به بيست هزار هزار درهم مىرسيد ، پاداش داد و آنان را به سوى روم روانه ساخت .
بهرام چوبين در نزد تركان ، معزز و گرامى مىزيست تا هنگامى كه خسرو پرويز در صدد قتل او بر آمد و براى همسر پادشاه تركان گوهرهاى گرانبهائى ارمغان فرستاد و از او خواست كه بهرام چوبين را بكشد .
آن زن نيز كسى را گماشت تا خون وى را بريزد .
پادشاه تركان از كشته شدن بهرام چوبين به خشم آمد و همين كه دانست همسرش در اين كار دست داشته ، او را طلاق داد .
از سوى ديگر ، خسرو پرويز بندويه را كشت و مىخواست دائى ديگر خود ، بسطام ، را نيز بكشد . ولى او گريخت و به طبرستان كه جاى ايمن و استوارى بود ، رفت .
خسرو پرويز كسى را مأمور كشتن او كرد و سرانجام بسطام را نيز از ميان برد .
اما روميان ، چهار ده سال كه از پادشاهى خسرو پرويز گذشته بود ، موريق فرمانرواى خود را از پادشاهى انداختند و كشتند و به جاى او سردارى را كه فوقاس نام داشت بر تخت نشاندند .
فرزندان موريق را نيز نابود كردند ، جز يكى از پسران موريق را كه جان بدر برد و گريخت و نزد خسرو پرويز رفت .
خسرو پرويز - به پاس نيكى بسيارى كه از پدر او ديده بود - لشكريانى را بسيج كرد و همراه او گسيل داشت و بدين وسيله او را به فرمانروائى روم رساند و افسر شاهى بر سرش نهاد .
خسرو پرويز ، همچنين ، سه تن از سرداران خويش را به فرماندهى لشكريان خود گماشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٥