بعد ، بسيل صقلبى ( اسلاوى ) بر ميخائيل شوريد و بر كشور چيره شد و او را ، به سال 253 هجرى قمرى ، كشت .
پس از او ، بسيل صقلبى ( اسلاوى ) بر تخت نشست و بيست سال فرمانروائى كرد كه همزمان با روزگار خلافت معتز و مهتدى و اوائل ايام معتمد بود .
مادر بسيل از نژاد اسلاو بود . از اين رو او را به اسلاوها منسوب مىساختند .
حمزهء اصفهانى راجع به او اشتباهى كرده و هنگام سخن دربارهء ميخائيل مىگويد :
« بعد پادشاهى از دست روميان بدر رفت و به دست اسلاوها افتاد چون بسيل اسلاوى او را كشت . »
بدين گونه حمزه پنداشته كه پدر بسيل اسلاو بوده است .
بعد از بسيل پسرش ، اليون بن بسيل بيست و شش سال ، كه همزمان با روزگار خلافت معتمد و معتضد و مكتفى و اوائل ايام مقتدر مىشد ، فرمانروائى كرد .
در گذشت او را به سال 297 نوشتهاند .
سپس برادرش ، الكسندروس ، يك سال و دو ماه پادشاهى كرد و در دبيله ( به ضم دال و فتح باء ) در گذشت .
و نيز گفتهاند :
« چنين نيست و او را به سبب بدرفتارى با مردم غافلگير كردند و كشتند . »
آنگاه قسطنطين بن اليون ، كه خردسال بود ، بر تخت نشست و كار كشوردارى او را اسقف بزرگ دريائى [ ( 1 ) ] كه ارمانوس
هامش
[ ( 1 ) ] - يعنى اسقفى كه محل اقامت او يكى از جزيرههاى درياست .