ولى نقفور آنان را از به كار بردن اين واژه دربارهء تازيان ، باز داشت .
به سال 193 هجرى قمرى جنگى ميان نقفور و بر جان در گرفت و نقفور در اين جنگ كشته شد .
پس از او استبراق ، كه پدرش او را وليعهد خود ساخته بود ، به جايش نشست .
مدت فرمانروائى او دو ماه بود .
بعد ميخائيل بن جرجس ، پسر عم نقفور ، بر تخت نشست .
برخى برآنند كه او پسر استبراق بود .
ميخائيل دو سال ، در روزگار خلافت امين ، فرمانروائى كرد .
گفتهاند فرمانروائى او بيش از اين مدت دوام يافت .
به هر صورت اليون معروف به بطريق بر او شوريد و او را مغلوب كرد و به زندان انداخت .
آنگاه خود بر جايش نشست و هفت سال و سه ماه سلطنت كرد تا اين كه ياران ميخائيل ، براى رهائى سرور خود ، به اليون
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
كوچكتر را مطيع ساختند و مزاحم مرزهاى امپراطورى بيزانس شدند . عاقبت اعراب شمالى و عربهاى بين النهرين و مرزهاى ايران تحت اين عنوان آمدند .
پس از تأسيس دولت اسلامى ، بيزانسىها همهى اتباع مسلمان تابع خلفا را ساراسن خواندند ، و اين تسميه تا اواخر قرون وسطى و حتى پس از سقوط خلافت بغداد هم معمول بود و به وسيلهء بيزانسىها از طريق جنگهاى صليبى وارد اروپاى غربى گرديد و در مورد همهى عربها و محصولات ممالك شرقى رواج يافت .
( از دائرة المعارف فارسى )