همزمان بود .
بعد اين قسطنطين گرفتار قسطنطين بن اندرونقس شد كه بر او شوريد .
پدر اين مرد به سال 294 پيش مكتفى خليفه عباسى رفته و به دست او اسلام آورده و همان جا در گذشته بود .
اين پسر از آن جا گريخت و از راه ارمنستان و آذربايجان خود را به شهرهاى روم شرقى رساند .
گروه بسيارى از مردم پيرامون او گرد آمدند و پيروانش فزونى يافتند و او با همراهى و يارى ايشان رهسپار قسطنطنيه شد و با قسطنطين پيكار كرد تا او را از پادشاهى بر كنار سازد .
ولى قسطنطين پيروزى يافت و او را كشت . اين پيشامد در سال 301 روى داد .
همچنين ، فرمانرواى روم ( روم غربى ) از اطاعت او سرپيچيد . روم كرسى پادشاه فرنگيان بود . او خود را پادشاه مىخواند و جامهء پادشاهان مىپوشيد .
تا پيش از اين تاريخ پادشاهان روم از فرمانروايان قسطنطنيه پيروى مىنمودند و به دستورهاى ايشان كار مىكردند . ولى در سال 340 هجرى پادشاه روم نيرومندى و توانائى يافت و از فرمان پادشاه قسطنطنيه سر پيچيد .
قسطنطين كه چنين ديد لشكريان خويش را گسيل داشت تا با او و فرنگيانى كه با او بودند بجنگند .
دو لشكر با هم روبرو شدند و به پيكار پرداختند .
درين نبرد ، لشكريان روم شرقى شكست خوردند و گريختند و خسته و كوفته و سر شكسته به قسطنطنيه برگشتند .
قسطنطين ، پس از اين شكست ، ديگر در صدد جنگ با پادشاه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٧