مىرفت دچار جنزدگى و اختلال حواس شده بود و نمىتوانست اين امر خطير را عهدهدار گردد .
عبد كلال كه به فرمانروائى نشسته بود دين مسيحيت نخستين را داشت ولى آن را پنهان مىكرد .
تبع بن حسان همين كه از پريشانى و اختلال مشاعر نجات يافت و سلامت عقلى خود را به دست آورد ، مردم را از آنچه پيش از آن روى داد آگاه ساخت و يمن را گرفت و قدرتى بهم رساندند چنان كه پادشاهان حمير از نيرومندى او بيمناك شدند .
او خواهرزادهء خود ، حارث بن عمرو بن حجر را با لشكرى به حيره فرستاد .
حارث بدانجا رفت و با نعمان بن امرؤ القيس ، پسر شقيقه ، سر گرم پيكار شد .
نعمان و گروهى از افراد خانوادهاش در اين جنگ كشته شدند و منذر پسر نعمان بزرگ ، و مادرش ماء السماء ، كه زنى از خاندان نمر بن قاسط بود ، نيز از بين رفتند .
بدين گونه ، پادشاهى آل نعمان پايان يافت و حارث بن عمرو كندى اورنگ فرمانروائى آنان را به دست آورد .
اين بود آنچه برخى از مورخان گفتهاند .
ولى هشام بن كلبى مىگويد :
بعد از نعمان ، پسرش منذر بن نعمان بن منذر بن نعمان ، چهل و چهار سال سلطنت كرد .
از اين مدت ، هشت سال در زمان بهرام گور ، هيجده سال در روزگار يزدگرد پسر بهرام و هفده سال نيز در دورهء پادشاهى فيروز پسر يزدگرد سپرى شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٨