در روزگار فرمانروائى شاپور ذو الاكتاف ، امرؤ القيس بن عمرو بن عدى ، كه به نمايندگى از سوى او بر عرب حكومت مىكرد ، درگذشت .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
هفتاد سال طول آن بود ، در گذشت و يك ايران قوى براى اخلاف خود باقى گذاشت زيرا در زمان او ايران بر تمام مشكلاتى كه داشت فائق آمد . دست اعراب و هونها و گرجىها از تجاوزات به حدود ايران كوتاه شد و ولاياتى كه در زمان جد او از ايران انتزاع شده بود ، برگشت .
دفع هونها اهميت زياد براى ايران داشت ، چه اينها همان مردمانى بودند كه مردمان يوئهچى و سكاها را از محلهاى خودشان كنده به اطراف آسياى وسطى راندند .
اينها همان صحراگردهاى وحشى بودند كه چنان فشارى به مردمان اروپاى شرقى و وسطى يعنى استروگتها و ويزوگوتها و غيره دادند كه در اثر آن مهاجرت كبير ملل ژرمن و غيره در اروپا حادث و بالاخره در قرن پنجم باعث انقراض دولت هزار سالهء روم غربى گرديد .
بناى شاپور ( يعنى گندىشاپور ) را در دفعه دوم به اين شاه نسبت مىدهند .
( تاريخ ايران ، مشير الدوله ، ص 195 ) شاهپور از برجستهترين شاهنشاهان ساسانى است . آميانوس مارسلينوس مورخ رومى ، با آنكه طبيعتا از اين دشمن خطرناك متنفر بود ، در روايت خود نتوانسته است از ذكر جلال و شكوه و دليرى شخص شاهپور خوددارى كند .
به قول وى شاپور قدى رسا داشته و از ملتزمان خود يك سرو گردن بلندتر بوده است .
بقيه ذيل در صفحه بعد