هنگامى كه هرمز درگذشت ، فرزندى از او نمانده بود و مردم كه نمىتوانستند اين موضوع را تحمل كنند ، به پرسش دربارهء زنان او پرداختند .
به آنان ياد آورى كردند كه يكى از زنان وى باردار است .
همچنين گفته شده است .
هرمز خود از اين موضوع آگاهى داشت و وصيت كرده بود كه پس از مرگ وى ، فرزندش را كه به دنيا خواهد آمد به پادشاهى برگزينند . [ ( 1 ) ]
آن زن او كه باردار بود سرانجام پسرى زاد .
اين پسر ، شاپور ناميده شد و بعدها به شاپور ذو الأكتاف معروف گرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] ] هرمز دوم پسرى داشت به نام آذرنرسى ( آذرنرسه ) كه مدت كوتاهى پادشاهى كرد .
ابن اثير پادشاهى آذرنرسى را از قلم انداخته ولى مشير الدوله دربارهء او به عنوان نهمين پادشاه سلسلهء ساسانى چنين مىنويسد :
« او بعد از پدر به تخت نشست و چون خيلى بيرحم و سفاك بود ، بزرگان نجبا به سال 310 ميلادى او را معدوم و پسرش را كور كردند .
پس از آن ، از زن عقدى در خانوادهء سلطنت كسى نبود كه بر تخت نشيند ، زيرا هرمز ، برادر شاه مقتول ، از محبس فرار كرده به بيزانس رفته بود و چون عادات و اخلاق يونانى داشت ، بزرگان ايرانى نخواستند او را به شاهى انتخاب كنند .
بنابر اين ، طفلى را كه منتظر بودند زن هرمز دوم بزايد ، همين كه مؤبد اعلام كرد كه پسر خواهد بود ، شاه دانسته تاج را در خوابگاه ملكه آويختند و جنين صاحب تاج و تخت گرديد . »