تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

سخن دربارهء پادشاهى هرمز پسر نرسى ( هرمز دوم )

در آغاز ، مردم از تندخوئى و بد زبانى و سنگدلى هرمز ( كه هرمز دوم به شمار مىرود ) بيمناك بودند ولى هرمز به آنان گفت : « مىدانم كه از سختگيرى و بد رفتارى من در فرمانروائى هراسان هستيد ولى آگاه باشيد كه خداوند درشت‌خوئى و زشت - رفتارى مرا به نرمى و مهربانى تبديل كرده است . » او - چنان كه گفته بود - با مردم به رفق و مدارا رفتار مىكرد و به دستگيرى و يارى ناتوانان و آباد كردن شهرها و گسترش عدل و داد گرايش بسيار داشت . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - اين شاه چون عدالت خواه بود به بسط دادگسترى كوشيد و بر آبادى ايران خيلى افزود . ولى مدت سلطنت او كوتاه بود ( 301 - 310 ميلادى ) زيرا در سال 310 در جنگ با اعراب كشته شد چون اعراب بحرين را گرفته از آن جا به حدود ايران تجاوز مىكردند . بحرين ولايتى بوده در مشرق شبه جزيرهء عربستان در كنار خليج بارس ، كه حالا الحساء نامند . به جزيرهء بحرين اين اسم را در قرون بعد داده‌اند سكه‌هاى هرمز دوم صورت ملكه را نيز داراست . ( تاريخ ايران ، مشير الدوله ، ص 190 )