3 - اردشير خوره ، كه شهر فيروز آباد است و عضد الدوله آل بويه آن را فيروز آباد ناميد .
4 - شهر اردشير ، كه آن را در كرمان ساخت و باز تازيان آن را برد شير ( بردسير ) خواندند .
5 - بهمن اردشير ، شهرى كه اردشير بر كرانهء دجله نزديك نزديك بصره ساخت و مردم بصره آن را بهمنشير و همچنين فرات ميسان مىنامند .
6 - رامهرمز ، شهرى كه اردشير در خوزستان ساخت .
7 - سوق الاهواز 8 - بودر اردشير در موصل كه همان حزه است .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
آبادى از سر گرفت ، و غيره .
به مرور زمان سر گذشت اين شهريار صورت افسانه گرفته است . در افسانهء كوچكى كه به نام « كارنامك اردشير پاپكان » معروف و شرح اعمال و افعال اردشير در آن مندرج است ، مطالبى ديده مىشود كه متعلق به حكايت كورس كبير است حتى كشتن اردشير اژدها را مقتبس از قصهء مردوك خداى بابليان است .
مردوك بادى وحشتناك بر انگيخت تا در عفريت عظيم موسوم به تيامت فرو رفت و آن دشمن خدايان را از پا در آورد . اردشير نيز در كشتن اژدهاى هفتان بخت فلز گداخته در كام آن ريخت تا به حالتى فجيع هلاك شد .
در مدت چهار قرن كه دولت اردشير دوام يافت ، شرايط زندگانى عمومى و ادارى كشور دستخوش تغييرات مختلف شد . اما در كليات و اصول همان بناى ادارى و اجتماعى كه مؤسس سلسله پى افكند يا به كمال رسانيد ، تا پايان عهد ساسانيان بر يك حال باقى ماند .
( ايران در زمان ساسانيان - صفحات 103 تا 118 )