« او كودكى را كشته است . »
فرماندار از او درين باره پرسش كرد .
عيسى جواب داد :
« من او را نكشتهام . »
مىخواستند بر او سخت بگيرند و كيفر دهند ولى عيسى گفت :
« كودكى را كه كشته شده پيش من بياوريد تا از او بپرسم كه چه كسى او را كشته است ! » همه از اين سخن در شگفت شدند و جسد كودكى را كه كشته شده بود پيش او آوردند .
عيسى به درگاه خداوند دعا كرد و او را زنده ساخت .
آنگاه از او پرسيد :
« چه كسى تو را كشت ؟ » در پاسخ گفت : « فلان كس » يعنى همان كسى كه او را كشته بود .
فرزندان اسرائيل از آن كشته پرسيدند :
« اين كيست ؟ » جواب داد :
« اين عيسى بن مريم است . » و بعد ، در همان ساعت ، بار ديگر جان سپرد .
عطاء گفته است :
مريم فرزند خود ، عيسى ، را به رنگرزى سپرد تا در نزد وى كار آموزى كند .
رنگرز مقدارى جامه را پهلوى هم چيده بود و مىخواست براى انجام كارى بيرون رود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩